کنفسیوس
25 دسامبر 2018
اقتصاد واژگان در ترجمه شفاهی
26 دسامبر 2018
 

مسیح و عشق جهانی

این اندیشه مسیح که همه را می‌توان دوست داشت و عشق ورزیدن پیش نیازی ندارد، زمینه ساز تحول تاریخی بزرگی بود که در زمانه ما به چشم نمی‌آید؛ مسیحیت زمانی زاده شد و اوج گرفت که امپراطوری رم در حال زوال بود. در طول تاریخ هرگاه قانون ضعیف یا ناموجود شده است، اخلاق و معنویت یا به عبارتی درونی سازی مفاهیم انسانی، تمدن را از گسیختگی کامل نجات بخشیده است.
لینک مطلب در موسسه مدرسه زندگی THE SCHOOL OF LIFE
وبسایت مدرسه زندگی THE SCHOOL OF LIFE
صرفنظر از اینکه شما مسیح را یک واعظ دوره‌گرد دوست‌داشتنی یا پسر خدا بدانید، یک چیز عجیب در اندیشه‌اش دربارۀ عشق وجود دارد: نه تنها زیاد در مورد عشق صحبت کرده، بلکه طرفدار دوست داشتن آدمهای عجیب و غریبی بوده است: 
جایی در فصل هفتم «انجیل لوقا»، مسیح به ضیافت شامی ‌می‌رود که یه روسپی سر و کلّه‌اش پیدا می‌شود، همۀ مدعوین منزجر می‌شوند. ولی مسیح دوستانه و بزرگوارانه برخورد می‌کند و در برابر همه از او دفاع می‌کند. حاضرین حیرت می‌کنند از اینکه مسیح اصرار می‌کند آن زن هم قلباً آدم خوبی است.
در فصل هشتم «انجیل متی»،  یک جذامی به سراغ مسیح می‌آید، شرایط تهوّع آوری پیدا کرده است، ولی مسیح جا نمی‌خورد، دست جلو می‌برد و لمسش می‌کند. با وجودِ این ظاهر وحشتناک از دید عیسی اینجا کسی را داریم که سزاوار مهر و محبّت است. به شیوۀ مشابهی مسیح  آشکارا می‌گفت مالیات‌چی‌ها، دزدها و آدمهای زناکار را هرگز نباید خارج از دایرۀ عشق تصوّر کرد.
قرنها پس از مسیح، بزرگ‌ترین متفکّر قرون وسطی، «توماس آکویناس» مقصود عیسی از عشق را تعریف کرد. نوشت: «کسی که به راستی عشق را دریابد، می‌تواند همه را دوست بدارد.» به بیان دیگر، عشق واقعی مخاطب خاص ندارد. روی ویژگی‌های خاصی متمرکز نمی‌شود، آغوشش به روی همه باز است. حتّی و مخصوصاً به روی آدمهای کمتر جذّاب. امروز شاید این طرز فکر خیلی عجیبی دربارۀ عشق به نظر برسد. چون زمینۀ باورهای ما دربارۀ عشق به تعدادی تجربۀ نمایشی و افراطی دربارۀ عاشق شدن گره خورده است: این‌طور که باید یک آدم خاص، خیلی جذّاب، هیجان‌انگیز و بی‌عیب و ایراد باشد تا ما عاشقش بشویم. فکر می‌کنیم عشق پاسخی است به خوبی و کمال مطلق یک انسان دیگر. ولی در مثالهایی که انصافاً در آن سر دیگر طیف هستند (روسپی و جذامی)، دیدگاه مسیح به چشم می‌آید. 
لازم نیست ما مسیحی باشیم، به رستاخیز یا نظر کلیسا دربارۀ مریم باکره اعتقاد داشته باشیم تا از این دیدگاه بهره ببریم. در عمق این عشق، تلاشی نهفته است برای دیدن ورای ظاهر نازیبای  انسانها، در جستجوی عطوفت، جنبه‌های جالب، وحشتزده و آسیب‌پذیرشان. چیزی که به آن می‌گوییم، «زحمت کشیدن برای عشق»، تلاش ذهنی‌ای است که برای دیدن ورای آن ظاهر نازیبا لازم داریم. ذهنهای  ما در برابر این کار مقاومت می‌کنند و دنبال مسیرهای بی دردسر و قابل توجیه می‌گردند. مثلا اگر کسی اذیّتمان کند، طبیعی است که به چشم ما وحشتناک بیاید. این فکر که آن شخص خود از درون آسیب دیده، دور از ذهن بنظر می‌رسد. اگر فردی عجیب و غریب باشد، برایمان سخت است درک کنیم که در زیر ظاهرش ممکن است بسیاری نکات مثبت و  تأثیرگذار داشته باشد. اگر رخدادهای ناخوشایند در زندگی کسی رخ دهد، اگر مدام بیکار شوند یا به الکل معتاد شوند یا حتّی سرطان بگیرند، وسوسه می‌شویم خودشان را برای بدبختی‌شان مقصّر بدانیم. تلاش عامدانۀ زیادی لازم است تا از این پاسخهای عادتی دوری کنیم: ممکن است لازم باشد سعی کنیم مثلاً آدمی باظاهر ضدّ‌اجتماعی و ناخوشایند را در دوران کودکی‌اش تصوّر کنیم، که بی‌خبر از آینده‌اش دارد کف اتاق بازی می‌کند؛ مادرش را تصوّر کنیم وقتی بچه‌اش تازه به‌ دنیا آمده، بغلش کرده و وجودش سرتا پا عشق این موجود کوچک شده است و شاید هم  برعکس، مادرش مست و بی‌هوش افتاده و گریه‌های نوزاد را نمی‌شنود.
شاید یک مشتری عصبانی را در رستوران ببینیم که با خشونت شاکی شده که سس گوجه فرنگی را در طرفِ اشتباهِ بشقابش ریخته‌اند. به‌جای اینکه محکومش کنیم و حس برتری کنیم، باید قصّۀ این آدم کج‌خلق را واکاوی کنیم: اینکه در دنیایی که عاجز و عاصی‌اش کرده‌است، چقدر حس ضعف می‌کند، و حالا دارد به یک موضوع بی‌ربط غُر می‌زند.
هر چه بیشتر برای این طرز فکر نیرو صرف کنیم، بیشتر به این نتیجه می‌رسیم که بطور بالقوه می‌توانیم همه را دوست داشته باشیم. منظور این نیست که در انتخاب همسر نباید هیچ معیاری داشته باشیم. منظور این است که نازنین‌ترین آدم هم، در نهایت نیاز دارد که با عینک بزرگواری دیده شود تا بتوانیم دربارۀ جنبه‌های ناامید‌کننده‌اش گذشت کنیم.
و البتّه که این قضیه دو طرفه است. بودن با ما هم آن‌قدر آسان نیست. پس ما هم مدام به بزرگواری و نگاه مهرآمیز نیاز داریم تا به چشم هیولا و جذامی مارا نبینند و طردمان نکنند.
ترجمه: ایمان فانی
لینک مطالب مرتبط

درمان عشقهای بی‌حاصل و بی‌پاسخ

دیدگاه کلاسیک و رمانتیک درباره ازدواج

19 دیدگاه

  1. پروین گفت:

    نظریه ای بس متعالی که با واقعیت جامعه انسانی، فاصله ها دارد. با سپاس.

  2. Javad گفت:

    سلام.روزتون بخیر و خوشی.مثل همیشه عالی.یک تشکر خیلی ویژه هم برای صدای دوستداشتنی اقا ایمان?

  3. سجاد گفت:

    عالی بود و ممنون.

  4. آریا گفت:

    سلام
    تبریک می‌گم
    چه فضا و امکانات مناسبی
    و تشکر می‌کنم
    هم‌چنین بابت این ویدیو
    ادامه‌دار باشید ایمان عزیز
    فانیِ مانا

    ارادتمند آریا

  5. اسحاق گفت:

    آنچه را که مردم عشق مینامند، بسیار حقیر و مسکین و ناچیز است، در مقایسه با این هرزگی وصف ناپذیر، این هرجایی گری مقدس روح که به شوق احسان و شعر، خود را سراپا به راهگذاری که پدیدار شود، به ناشناسی که بگذرد، تسلیم میکند… “شارل بودلر”

  6. meysam گفت:

    دورد بیکران بر آقای ایمان فانی.
    بسیار سپاسگزارم از ویدیو های جالب و صدای جذاب و دوست داشتنی شما.
    واقعا لذت میبرم از کار شما.
    با قدرت به کارتون ادامه بدین و اینو بدونید که این کار شما تاثیر بسیار شگرفی داره فراتر از اونی که حتی خودتون فکر کنید.
    مشتاقانه و بی صبرانه منتظر ویدیو و کارهای بی نظیر شما هستم.
    موفق و پیروز باشید.

  7. مجتبی گفت:

    حرف نداری ایمان (قلب)

  8. آقای فانی شما را سالهاست دنبال میکنم.بسیار از شما آموختم و می آموزم.دیگران رو با شما آشنا کردم با هیجان از شما باهاشون صحبت کردم.امروز پادکست میسازم برای یه استارتاپ مهارت محور و از جنس نابی که از شما هدیه گرفتم حرف میزنم و زندگی جای دوسن داشتنیه.
    هرججا که هستید آگاهیتون روزافزون و دلتون پر از آرامش

    • درود بر شما
      سلامت و پیروز باشید. شاید روزی این وبسایت بتواند میزبان و حامی ویدیوهای آموزشی باکیفیت از استارت اپهای دیگر باشد

  9. مهیار گفت:

    بسیار ممنون بابت ویدئوهای خوبی که تو سایتتون قرار میدین. به شخصه خیلی ازشون آموختم سعی هم میکنم که بین دوستان گسترشش بدم 🙂 صدای ایمانم که حرف نداره
    فقط بنظرم ظاهر سایتتون خیلی میتونه بهتر از اینا باشه و ساختار مناسب‌تر و کاربر پسندتری داشته باشه. امیدوارم بهبودش بدین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: Content is protected !!