هوش عاطفی چیست؟
هوش عاطفی چیست
13 جولای 2019
شعری برای نعنا ایمان فانی
شعری برای نعنا
21 جولای 2019

برنامه شماره دو

برآورده نشدن آینده‌ای که در زندگی برای خود مجسم کرده‌ایم، می‌تواند بسیار دردناک و دلسردکننده باشد. اما چیزی وجود دارد به نام برنامۀ شمارۀ دو که در بسیاری مواقع بهتر از برنامۀ نخست از آب درمی‌آید. انسان گونه‌ای است با طاقت و ظرفیت بی‌پایان. فقط کافی است این سد روانی را بشکنیم تا همۀ ظرفیت‌های بالقوه را محقق کنیم. این ویدیو از مدرسۀ زندگی آلن دوباتن به اهمیت برنامۀ شمارۀ دو می‌پردازد.
وبسایت THE SCHOOL OF LIFE

همۀ ما با دلبستگی به یک برنامۀ خاص برای زندگی‌مان بزرگ می‌شویم و این اجتناب‌ناپذیر است. این فکر که زندگی‌مان قرار است چطور پیش برود و چطور باید به اهداف تعریف‌شده برسیم. به طور مثال چهار سال در دانشگاه حقوق می‌خوانیم. بعد از آن می‌رویم غربِ کشور خانه می‌خریم و خانواده تشکیل می‌دهیم. یا هفت سال پزشکی می‌خوانیم، بعد به کشوری دیگر می‌رویم و تخصص دلخواهمان را می‌گیریم و در پنجاه‌سالگی بازنشست می‌شویم. یا ازدواج می‌کنیم، دو تا بچه بزرگ می‌کنیم و عمر را به گردش و کار خیر می‌گذرانیم. ولی از طرفی، زندگی برای بعضی‌هایمان یا به نوعی برای همۀ ما برنامۀ دیگری دارد.
یک مصدومیت ممکن است شغلی را از دسترس ما خارج کند. از یک خیانت خبردار می‌شویم یا یک خبط کوچک ولی مهم از ما سر می‌زند که دیدِ آدم‌های مهم را نسبت به ما عوض می‌کند. این طور می‌شود که می‌فهمیم باید برنامۀ الف را کاملاً رها کنیم. وقتی به این نقطه می‌رسیم احساس ویرانگری را تجربه می‌کنیم. با اشک و وحشت از خودمان می‌پرسیم چطور شد که ماجرا به اینجا کشید. چه کسی پیش‌بینی می‌کرد آن دختر یا پسر کوچولوی سرزنده و امیدوار سر از این درماندگی و وضعیت رقت‌انگیز دربیاورد. از آنچه پیش آمده  گاهی گریه می‌کنیم و گاهی از خشم دیوانه می‌شویم. برای این مواقع است که باید حتی در روزهای آرام و آفتابی، یکی از مهم‌ترین مهارت‌های زندگی را پرورش داد: مهارت ایجاد برنامۀ شمارۀ دو.
قدم اول این است که درک کنیم ناچار بودن به داشتن برنامۀ شمارۀ دو، نشان لعنت‌شدگی نیست. برنامه‌های اول همیشه درست از کار درنمی‌آیند. هیچ‌کس نیست که همۀ برنامه‌های الفش از دم درست درآید. همیشه یک امر نامنتظَر، تکان‌دهنده یا  فجیع اتفاق می‌افتد؛ نه فقط برای ما، برای همۀ آدم‌ها. ما همیشه در تیررس حوادثیم، همیشه بی‌خبریم، و برای اینکه در معرض بهمن‌ها و آوارها قرار نگیریم، ظرفیت‌هایمان محدود است.
قدم دوم این است که بفهمیم به‌رغم سردرگمی‌ها آیا توان این را داریم که یک برنامۀ شماره دوی آبرومند بسازیم. اغلب شک داریم که بتوانیم و علت آن این است که در بچگی کار به این راحتی نبود؛ و همۀ ما روزی بچه بودیم. آن دوران هنوز تأثیری روی ما دارد که درکش سخت است. وقتی برنامۀ بچه‌ها خراب می‌شود کار زیادی از دستشان برنمی‌آید. باید به همان مدرسه بروند، نمی‌شود از والدینشان طلاق بگیرند، نمی‌توانند شغل و کشورشان را عوض کنند. بچه‌ها پابسته و ناچار هستند. ولی بزرگسالی ابداً این ‌طور نیست و این حقیقتِ باشکوهی است که باید دایماً به یاد آوریم و در اضطراب تسلی‌مان بدهد. ظرفیت ما برای اقدام کردن و سازگاری یافتن فوق‌العاده است. ممکن است یک در بسته باشد ولی ورودی‌های دیگری برای امتحان کردن وجود دارد. در زندگی فقط یک راه پیش پای ما نیست، حتی اگر گاهی با تب‌وتاب بچسبیم به یک تصویر مشخص از انتظاراتمان. انسان، گونه‌ای است با قدرت سازگاری زیاد. شاید مجبور شویم از شهری برویم یا شغلی را که در آن، جا افتاده‌ایم رها کنیم. شاید ممکن نباشد با کسی بمانیم که برایش سرمایه‌گذاری عاطفی سنگینی کرده‌ایم. این ممکن است به ما حس ناامیدی بدهد تا موقعی که ماهیچه‌ای را کشف می‌کنیم به نام برنامۀ ب.
می‌توان شهر عوض کرد، در کار جدیدی از صفر شروع کرد، آدم دیگری پیدا کرد، و از گرداب حوادث درآمد. هنگام تولد، فیلمنامه‌ای برای ما نوشته نشده است و ضرورتی ندارد که فقط یک راه برای پیشروی وجود داشته باشد. هنگام پرورش ماهیچۀ برنامۀ شمارۀ دو، مفید است که با زندگی دیگرانی که برنامۀ شمارۀ یک را دور انداخته‌اند و از صفر شروع کرده‌اند آشنا شویم؛ کسی که فکر می‌کرده ازدواجش ابدی است اما نبوده و او با این مسئله کنار آمده، آدمی که در کارش معروف بوده و مجبور شده است در زمینۀ دیگری از اول شروع کند و راهی پیدا کرده است. در بین این آدم‌ها بعید نیست به آدم‌هایی بربخوریم که صادقانه به ما خواهند گفت برنامۀ دومشان بهتر از اولی از آب درآمده است. برایش سخت‌تر کار کرده‌اند، عمیق‌تر کندوکاو کرده‌اند و در مسیر، غرور و ترس کمتری را به دوش کشیده‌اند. درواقع لازم نیست همین الان بدانیم برنامۀ شمارۀ دوی ما چیست. نیازی نیست خودخوری کنیم یا شکست را انتظار بکشیم. فقط باید اعتماد کنیم به اینکه اگر روزگار ایجاب کرد، بلدیم چطور یک راه کاملاً متفاوت پیدا کنیم.
ترجمه: دکتر ایمان فانی
ویراستار: الهام نوبخت

مطالب مرتبط:
وقتی برای بار هزارم شکست می‌خورید
ناامیدی و احساس شکست

درباره احساس کرختی و بی‌انگیزگی

تاریخ اندیشه‌های بشر: شکست و ناکامی

شهرت شکست و رسوایی

4 دیدگاه

  1. امین گفت:

    مجموعه برنامه های واقعا خوبی هست. سعی میکنه دانش و علم رو در خدمت زندگی قرار بده و با تکثرات، تفاوت ها و رنج های انسانی همدردی کنه. صدای جناب فانی هم کاملا نشسته روی کارها و جالب ترش کرده. ممنون.

  2. زینب صبوری گفت:

    من اکثر ویدئو ها رو دنبال میکنم خیلی دوسشون دارم ازشون ایده میگیرم و گاهی حال بدم و خوب میکنه
    ممنون که اینقدر دقیقا هستید و تمام ابعاد رو در نظر میگیرید
    ??

  3. امید مصدق گفت:

    برای دستیابی به یه هدف ( اگر هدف بر اساس خودشناسی، آگاهی، بلوغ و … در کل به روشنی و بدور از احساسات صرف انتخاب شده باشد ) باید نخست با تمام تمرکز و انرژی فقط روی پلان A کار کرد. اگر وقتی که صرف پلان B را روی نقشه اول صرف کرد موفقیت را بیشتر و شاید تضمین کند… در وقت اضافی لازم هست به نقشه B هم فکر کنیم.

    کتاب بهترین درس‌های مدرسه زندگی آلن دوباتن شما رو در سایت آقای دکتر علیرضا مجیدی در پستی مرتبط با کتاب معرفی کردم و همان جا پیشنهاد آشنایی شما دو نفر رو مطرح کردم. جناب آقای فانی اگر با هم آشنا نیستد پیشنهاد می‌کنم آشنا شوید! ترکیب دیدگاه‌های هر دوی شما می‌تواند زمینه‌ساز ایده‌های جالبی در تولید محتوای ارزشمند یا … باشد.

    معرفی کتاب – فهرست ۳۰۰ کتاب برتر و خواندنی به انتخاب سایت «یک پزشک» که تا قبل مرگ باید بخوانیم!
    https://www.1pezeshk.com/archives/2019/07/300-books-to-read-before-you-die.html#comment-920480

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: Content is protected !!