تاریخ اندیشه شکست
تاریخ اندیشه شکست
26 آوریل 2021
راه اهن سراسری سیبری روسیه بخش سوم
راه آهن سراسری سیبری روسیه بخش سوم
02 می 2021

اختلال وسواسی جبری

به دنبال پندمی و استرس ناشی از آلودگی، افکار و رفتارهای وسواس گونه هم افزایش یافته. این ویدیو به اختلال وسواسی جبری یا همان وسواس فکری و عملی می‌پردازد.
منبع: کانال یوتیوب TED-Ed

باورهای اشتباه درباره وسواس:

یک باور اشتباه رایج است که اگر شما دوست دارید همه چیز را به دقت نظم و نسق بدهید، دستانتان را  بشویید یا آخر هفته را با تمام جزییات برنامه ریزی کنید، اختلال وسواسی جبری (وسواس فکری عملی) یا او سی دی دارید. در واقع او سی دی که مخفف همان اختلال وسواسی جبری است، Obsessive Compulsive Disorder یک مشکل جدی روانپزشکی است که سوتفاهم درباره اش در جامعه و حتی دست اندرکاران سلامت زیاد است. پس اجازه بدهید با رد چند باور اشتباه شروع کنیم:
باور غلط اول: رفتارها یا تشریفات تکراری هم معنی با او سی دی هستند؛
همان‌گونه که از اسمش پیداست اختلال وسواسی جبری دو جزء دارد: افکار تصاویر یا تکانه های مزاحم که به آن  وسواس می‌گویند و جزء دوم آن رفتاری است که فرد به اجبار انجام می‌دهد تا از اضطراب وسواس رها بشود. رفتارهایی که مردم اغلب با او سی دی ارتباط می‌دهند، مثل دست شستن زیاد یا چک کردن مکرر چیزها، ممکن است صرفا علامت صفات وسواس گونه ای باشند که خیلی از ما هر از گاهی نشان می‌دهیم.
ولی اختلال واقعی خیلی نادرتر است و اگر وجود داشته باشد کاملا ناتوان کننده است. افراد مبتلا تقریبا هیچ کنترلی روی افکارشان و رفتار جبری ندارند. این رفتارها در حالت اختلال، بشدت وقت فرد را می گیرند و با کار مدرسه و روابط اجتماعی تداخل جدی می کنند و استرس شدید ایجاد می نمایند. این معیارها فرد او سی دی را از آدمهایی که صرفا یکم زیادی منظم و بهداشتی هستند جدا می کنند.
باور غلط دوم: علامت اصلی در او سی دی دست شستن زیادی است؛
هر چند در ذهن مردم دست شستن زیاد مهمترین تصویر از او سی دی است وسواسها و رفتار جبری اشکال خیلی متفاوتی می گیرند. وسواس می تواند بصورت ترس بیمارگونه از آلودگی و بیماری باشد یا ترس و نگرانی از آسیب زدن به دیگران، یا اشتغال ذهنی بیمارگونه با اعداد، الگوها، مسایل اخلاقی و وجدانی یا هویت جنسی باشد. رفتار جبری می تواند نظافت افراطی یا چک کردن یا منظم کردن سخت گیرانه اشیا باشد یا حتی راه رفتن در یک الگوی از قبل مشخص شده.
باور غلط سوم: افراد مبتلا به او سی دی نمی فهمند که کارشان منطقی نیست؛ بسیاری از او سی دی ها در واقع رابطه بین وسواس فکری و رفتار جبری را خیلی خوب می فهمند. اتفاقا آگاهی از غیر منطقی بودن رفتار و در عین حال ناتوانی از کنترل رفتار، بخشی از دلیل اضطراب و عذاب این افراد است. احساس می کنند دیوانه شده‌اند چون افکار غیر منطقی دارند که باعث اضطرابشان می‌شود و کنترل رفتار هم برایشان مشکل است.
اما دلیل این اختلال چیست؟
پاسخ  کلافه کننده این است که دقیقاً نمیدانیم هر چند سر نخ های مهمی داریم. او سی دی یک اختلال عصبی زیستی حساب می‌شود. به بیان دیگر تحقیقات نشان می‌دهد سیم کشی مغز این افرادباعث رفتارهای خاص می‌شود. پژوهش، سه منطقه مغز را مشخص کرده که هر کدام رفتار اجتماعی یا برنامه ریزی شناختی پیچیده، حرکت ارادی و پاسخهای هیجانی و انگیزشی را تعیین می کنند. بخش دیگر این پازل ارتباط این بیماری با سطح پایین سروتونین است. واسطه شیمیایی ای که بین ساختارهای مغز ارتباط ایجاد می کند و به تنظیم پروسه های حیاتی کمک می کند مثل خلق، درجه تهاجم، کنترل تکانه ها، خواب، اشتها، دمای بدن و درد. اما آیا سروتونین و فعالیت آن نواحی مغز، ریشه اولیه او سی دی هستند؟ یا خودشان علامتی هستند از یک علت زمینه ای ناشناخته؟
شاید این را نفهمیم تا زمانی که درک دقیق تری از کارکرد مغز پیدا کنیم. خبر خوب این است که درمانهای موثری برای او سی دی داریم از جمله داروهایی که سروتونین را در مغز با مهار بازجذب، بالا می برند. درمانهای رفتاری هم داریم که به مرور افراد را نسبت به اضطراب هایشان حساسیت زدایی می کند و در موارد کمی درمان الکترو کانوالسیو یا حتی جراحی برای انواع شدید و مقاوم انجام می‌شود. دانستن این که مغز خودتان دارد به شما دروغ میگوید و اینکه قادر نباشید در برابر حرفش مقاومت کنید، می تواند خیلی عذاب آور باشد. ولی ادراک و دانش، این قدرت را به آدم می‌دهد که تقاضای کمک کند و تحقیقات علوم اعصاب شاید در آینده جواب سوالاتی که دنبالش هستیم را پیدا کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *