زخمهای کودکی و سفر مغزها به تاب‌آوری و ترمیم
زخمهای کودکی و تاب آوری
08 جولای 2022
از هم گسیختگی و ترمیم روابط
از هم گسیختگی و ترمیم روابط
22 جولای 2022

چند تکلیفی یا مولتی تسکینگ خوب است یا بد؟

در این ویدیو به این سوال می‌پردازیم که آیا انجام کارها بصورت چند تکلیفی یا مولتی تسکینگ با ساختار شناختی مغز تطابق دارد یا خیر؟


هر چه زندگی شلوغ‌تر و پر مسوولیت‌تر می‌شود، بیشتر بنظر می‌رسد که گویا یک راه حل بیشتر وجود ندارد؛

چند تکلیفی یا انجام چند کار همزمان (مولتی تسکینگ)

مربیان موفقیت و کسانی که یاد می‌دهند مغزتان را هک کنید، زندگی‌شان از راه آموزش چند تکلیفی می‌گذرد. ولی آیا واقعا می توانیم چند کار مختلف را همزمان انجام بدهیم؟ این واژه ابتدا در دهه ۶۰ برای توصیف عملکرد کامپیوتر استفاده شد. ولی مغز انسان کامپیوتر نیست و توجه انسانی اندوخته خیلی محدودی است. بعضی روانشناسان توجه انسانی را به نور صحنه تشبیه می کنند که در هر زمان نور صحنه فقط روی یک چیز می تواند باشد.

تمرکز اصلی ما مثل روشن‌ترین منطقه نور صحنه است. می‌توانید به آن به صورت زوم کردن با لنز دوربین فکر کنید. می‌شود تصمیم بگیریم که روی جزییات ریز بشویم یا لنز واید استفاده کنیم و چیزهای زیادی را با دقت کم ببینیم. ولی همزمان نمی توانیم زوم بکنیم و زوم نکنیم. هر چند ما مدام حجم اطلاعات زیادی را از طریق حواس دریافت می‌کنیم، مقداری کمی از آن اطلاعات به قلمرو خودآگاهی وارد می‌شود.

قسمت بعدی را با دقت نگاه کنید و تعداد توپهایی را که در محدوده دایره برخورد می کنند، بشمارید. چند تا شمردید؟ ۷ تا بود درست است؟ بسیار خب. ولی آیا آن دایناسور کوچک را هم دیدید؟تغییر شکل دایره هدف را چطور؟ دیدید؟ یک شکلک خنده هم روی یکی از توپها بود.

این نشان می‌دهد که توجه و تمرکز چقدر قوی است. فیلتر کردن جزییات بی ربط به شدت مفید است ولی معنی اش این است که ممکن است چیزهایی را که درست نوک دماغمان است، نبینیم. به این می‌گویند کوری بی توجهی. این در مطالعه مشهور گوریل به چشم می‌آید؛

از مشاهده کننده ها خواسته شد در بازی بسکتبال تمرکز کنند روی اینکه بازیکنان سفید پوش چند بار توپ را به هم پاس می‌دهند، این آدمها اصلا آن گوریلی را که وسط بازی می‌آید و  روی سینه اش می کوبد، ندیدند. ما ظرفیت پردازش همزمان همه اطلاعات را نداریم و این مساله  موقع چند کار همزمان مشکل ساز می‌شود.

می‌توانیم توجه را از چیزی برداریم و بگذاریم روی چیز دیگر و برعکس. ولی وقتی بار زیاد می‌شود، جا می‌اندازیم و اشتباه می کنیم و نتیجه همیشه این می‌شود که انجام کارها به آن خوبی در نمی‌آید که اگر فقط روی یک وظیفه تمرکز می‌کردیم.

فقط وقتی می‌شود دو تا کار همزمان انجام داد که منابع شناختی مورد نیازشان در مغز متفاوت باشد. مثلا می‌شود کتاب خواند و همزمان موسیقی گوش کرد و ممکن است آدم فکر کند رانندگی و تلفن حرف زدن با هندزی فری مشکلی نیست. ولی قضیه به این سادگی نیست. مطالعات نشان داده که موقع حرف زدن با تلفن ما معمولا تصاویر ذهنی می‌سازیم و این دقیقا همان منابع بینایی مغز را مصرف می‌کند که موقع رانندگی لازم داریم.

و اگر این منابع کم بیاید، کاملا ممکن است راننده صاف توی چشم موقعیت خطر ناک نگاه کند  و آن را نبیند درست مثل همان مثال گوریل و دایناسور. همه داده ها به اطلاع خودآگاهی نمی‌رسند. بنابراین چند کار همزمان در بهترین حالت کیفیت را پایین می‌آورد و در بدترین  حالت، رسما خطرناک است.

اگر حس می کنید باید ۱۷ تا کار را همزمان انجام بدهید، یادتان باشد ساختار عصب شناختی مغز اینطوری کار نمی کند.


ترجمه: دکتر ایمان فانی

برخی مطالب مرتبط:

تنوع یا تخصص

تفکر واگرا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

error: Content is protected !!