جنگهای هیبریدی
جنگهای هیبریدی
05 آوریل 2020
پارادوکس معیشت و سلامت
پارادوکس معیشت و سلامت
10 آوریل 2020

طاعون اثر آلبر کامو

طاعون اثر آلبر کامو

طاعون اثر آلبر کامو

این ویدیو نگاهی است به رمان مشهور طاعون اثر آلبرکامو که توسط مدرسه زندگی آلن دوباتن درباره شرایط فعلی و اپیدمی کورونا ویروس تهیه شده است.

لینک مطلب در موسسه مدرسه زندگی THE SCHOOL OF LIFE

وبسایت مدرسه زندگی THE SCHOOL OF LIFE

در ژانویه ۱۹۴۱ نویسنده فرانسوی آلبر کامو دست بکار رمانی شد درباره میکروبی که بطور کنترل ناپذیر از حیوان به انسان منتقل می‌شود و نهایتا نیمی از جمعیت یک شهر مثالی امروزی را نابود می‌کند. نام کتاب را گذاشت «لا پِست» : طاعون
نهایتا در ۱۹۴۷ منتشر شد و بارها بعنوان بهترین رمان اروپایی نیمه دوم قرن بیستم مورد ستایش قرار گرفت. کتاب که به نثری  فراموش نشدنی و گزیده گو نوشته شده، قدم به قدم ما را از مراحل شیوع فاجعه بار بیماری در شهر خیالی بنام  اوران در ساحل الجزایر عبور می‌دهد. رمان از زاویه دید قهرمان رمان، دکتر ریو، روایت می‌شود که به عبارتی خود البر کامو است. در آغاز رمان جو شهر به طرز دلهره آوری عادی است.
می نویسد: اوران یک شهر معمولی است، چیزی نیست  جز یک مرکز  استان فرانسوی نشین در ساحل الجزایر. ساکنین زندگی پر مشغله، مادی و بی هویتی دارند و اصلا حواسشان نیست که زنده هستند. وحشت با ضرباهنگ یک رمان مهیج شروع می‌شود.دکتر ریو یک موش مرده پیدا می کند، بعد یکی دیگر و یکی دیگر. طولی نمی کشد که شهر با مرگ مرموز هزاران موش روبرو می شود، که گیج می خورند از مخفیگاهشان در می آیند، قطره خونی از دماغشان می‌ریزد و تلف می‌شوند. ساکنین مسوولین را متهم می کنند که سریع عمل نکردند. موشها را جمع می کنند و شهر نفس راحتی می کشد.
ولی دکتر ریو شک کرده که این آخر ماجرا نیست. ریو آنقدر درباره تاریخ طاعون و انتقال از حیوان به انسان خوانده که بداند واقعه‌ای در پیش است.طولی نمی کشد که همه گیری به جان شهر می‌فتد. بیماری از شهروندان به هم منتقل می‌شود و ترس و وحشت را کوچه به کوچه می‌برد. کامو برای نوشتن رمان در تاریخ طاعون و اپیدمی ها غرق شد، درباره مرگ سیاه قرن چهارده خواند که پنجاه میلیون اروپایی را کشت.طاعون ۱۶۲۹ ایتالیا که دویست و هشتاد هزار  نفر را در شمال ایتالیا کشت. طاعون بزرگ لندن، ۱۶۶۵ و طاعونهایی که در قرن ۱۸ و‌۱۹ در شهرهای ساحل شرقی چین کشتار کردند.
در مارس ۱۹۴۲ کامو به آندره مالروی نویسنده گفت: «می خواهم بفهمم طاعون برای بشریت چه معنایی داشته»، اضافه کرد: «اینطوری که می گوییم طاعون، عجیب بنظر می آید ولی  این مضمون بنظرم خیلی طبیعی است.» کامو در مورد یک همه گیری خاص طاعون ننوشت، آن جور هم که گاهی گفته شده این تمثیلی از اشغال فرانسه توسط نازی ها نیست. این موضوع برایش جاذبه داشت چون در فلسفه کامو همه ما بی اینکه خبر داشته باشیم، در دل طاعون زندگی می کنیم. طاعونی که یک بیماری شایع، خاموش و ناپیداست که هر آن ممکن است مارا  بکشد و زندگیهایی که خیال کردیم قرص و محکم است را ویران کند.
وقایع تاریخی که ما بنام طاعون و همه گیری می شناسیم، صرفا تجمع تعدادی پیش شرط جهانی هستند. اینها مثالهای تکان دهنده ای  از یک قانون ازلی و ابدی اند. اینکه انسان در معرض مرگ تصادفی است: با یک میکروب، یک حادثه یا اعمال همنوعان. بی پناهی ما در برابر طاعون در مرکز فلسفه کامو است که می گوید زندگی های ما از اساس بر لبه پرتگاه پوچی بنا شده. درک درست این پوچی به ناامیدی ساده اندیشانه ختم نمی‌شود. اگر درست درکش کنیم آغازی است برای یک زاویه دید رهایی بخش که همزمان سوزناک و خنده‌دار است. ما هم مثل مردم اوران قبل طاعون خیال کرده بودیم جاودانه هستیم. در پی این ساده اندیشی آن رفتاری را می بینیم که حال کامو را بهم می‌زد. سنگدلی، عشق موقعیت و مقام، عدم درک و حق شناسی در برابر خوشی ها. تمایل به قضاوت اخلاقی.
مردم اوران طاعون را یک چیز کهنه می دانند که مال عصر و زمانه آنها نیست. بنظر خودشان امروزی هستند، تلفن و تراموا و هواپیما و روزنامه  دارند. واضح است که قرار نیست مثل نکبتی های قرن هفده لندن و قرن هجده چین بمیرند. یک شخصیت داستان می‌گوید: امکان ندارد طاعون باشد، همه می‌دانند که طاعون در غرب ناپدید شده.
کامو به طعنه می نویسد: «بله همه می دانند، به غیر از مرگ» برای کامو وقتی پای مرگ در میان است، پیشرفت در تاریخ بی معنی است، راه فراری از شکنندگی انسان نیست. زنده بودن همیشه یک جور شرایط اضطراری بوده و هست. می‌شود گفت زندگی یک بیماری زمینه‌ای درمان ناپذیر است. طاعون باشد یا نباشد، همیشه روزگار طاعون است. یعنی در تیرس مرگ ناگهانی بودن، رخدادی که در جا معنا را از زندگی می دزدد.
با همه اینها در رمان باز هم مردم سرنوشتشان را انکار می کنند. یک چهارم شهر مرده‌اند و هر کس دارد در ذهنش دلیل می‌سازد که خودش قرار نیست مریض بشود. کتاب نمی خواهد ما را وحشتزده کند . وحشت پاسخی است به یک خطر کوتاه مدت که نهایتا می‌شود از آن به امنیت رسید ولی هرگز امنیتی وجود ندارد. برای این است که کامو می‌گوید مجبوریم به همنوعان بیچاره‌مان عشق بورزیم. بدون امید و بدون ناامیدی باید رنجشان را کم کنیم.
زندگی خسته خانه است نه شفاخانه و بیمارستان. می نویسد بلا و بیماری بی نهایت شایع است ، به همان تعداد که جنگ داشتیم، طاعون هم داشتیم. بلای طاعون و جنگ همیشه مردم را غافلگیر می کند. وقتی جنگ شروع می‌شود مردم میگویند طول نمیکشد،  زیادی احمقانه است. بله جنگ قطعا احمقانه است، ولی این جلوی استمرارش را نمی گیرد. مردم اوران هم عین بقیه بودند، اومانیست بودند. به طاعون اعتقاد نداشتند. طاعون جنبه انسانی ندارد، به همین خاطر به خودشون می گفتند طاعون واقعی نیست، یه کابوس است که تموم می‌شود.
مردم اوران گناهشان از بقیه بیشتر نبود، فقط یادشان رفته بود فروتن باشند و فکر کرده بودند اختیار همه چیز را دارند که یعنی طاعون برایشان ممکن نبود. به کسب و کار ادامه دادند، برنامه سفر ریختند، نظریه پردازی و مناظره کردند، برای چه باید به فکر طاعون می بودند؟ طاعون نفی آینده است، نفی سفر است و نفی مناظره! فکر کردن آزادند. تا طاعون هست و قحطی و جنگ هیچ کس آزاد نیست. در اوج طاعون وقتی هفته ای ۵۰۰ نفر می‌مردند، یکی از دشمنان اصلی کامو به چشم می آید: کشیشی بنام پانولو، در کلیسای جامع شعر وعظی می کند و طاعون را با عذاب الهی توضیح می‌دهد، ولی قهرمان کامو، دکتر ریو این رویکرد را دوست ندارد. طاعون تنبیهی نیست، برای آنهایی که حقشان بوده. این یعنی جهان تابع اخلاق انسانی است یا یک جور نقشه و غرضی دارد.  ولی ریو دارد می بیند که بچه‌های کوچک و  بیگناه در بیمارستانش می میرند و قضیه را جور دیگری نگاه می کند.
رنج را کاملا اتفاقی توزیع کرده‌اند ، معنایی پشتش نیست، زور اخلاقی نیست. صرفا یک شگفتی خرد گریزه: ابزورد. این ملایم ترین چیزی است که می‌شود گفت. ریو خستگی ناپذیر با مرگ مبارزه می کند. سعی می کند رنج مردم را کم کند ولی قدیس نیست. کامو در یکی از فرازهای کتاب می نویسد: «این ماجرا، ماجرای قهرمانی نیست، ماجرای شرف و معرفت است.»
شاید فکر احمقانه‌ای بنظر بیاید ولی تنها راه مبارزه با طاعون، معرفت است. یکی از شخصیت ها از ریو می پرسد معرفت چیه؟ پاسخ دکتر ریو، کوتاه و شیواست: تعریف کلی اش را بلد نیستم ولی در مورد خودم می دانم معرفت این است که کارم را بکنم. با وجود وحشت و ویرانی، کامو که درمقاله پیشینش بشریت را با سیزیف بدبخت مقایسه کرده و بعد از ما خواسته سیزیف را خوشحال تصور کنیم، اینجا یک برداشت دقیق به ما می‌دهد که چه چیزی باعث می‌شود زندگی ارزش تحمل کردن داشته باشد.
دکتر ریو رقص و عشق و طبیعت را دوست دارد، به بوی گلها و رنگهای غروب حساس است و مثل کامو شنا کردن را دوست دارد. یک روز غروب بعد از بیمارستان تنی به آب می‌زند تا از عظمت موجها قوت قلب بگیرد. نهایتا بعد از بیش از یک سال، طاعون فروکش می کند. مردم شهر جشن می گیرند. ظاهرا دردها به آخر رسیده. شرایط عادی می تواند برگردد، ولی کامو نظرش این نیست. ریو ممکن است در این طاعون خاص کمک کرده باشد. ولی طاعون که تمام نمی‌شود.
می نویسد: «ریو می دانست که پایان این دفتر، نمی تواند حکایت پیروزی قاطعانه باشد. تنها ثبت و ضبطی است از آنجه باید انجام می دادیم و آنچه بی شک دوباره باید با این بلا بکنیم.» همین طوری که به فریادهای شاد مردم شهر گوش می‌دهد، یادش نمی‌رود که این خوشی همیشه در معرض تهدید است : «می دانست که این جمع شادان، همیشه غافل اند از چیزهایی که باید برایش کتاب خواند.»
اینکه باسیل طاعون هرگز ریشه کن نمی‌شود. سالها خفته می ماند و با حوصله در اتاق خوابها، سردابها، چمدانها، دستمالها و کاغذای کهنه انتظار می کشد. آن روز می آید که طاعون دوباره موشهایش را بیدار کند و بفرستد، تا در یک شهر از خود راضی دیگر، بمیرند. گفته‌های کامو در دنیای معاصر، پیشگویی جادویی نبود که بتواند چیزهایی بگوید که بهترین دانشمندان بلد نیستند.  بلکه طبیعت انسان را درست اندازه گرفته بود و از آسیب پذیری های بنیادی و عجیبی در ما خبر داشت، که معمولا تحمل نداریم بیاد بیاویم. از زاویه دید یکی از شخصیتها، کامو می دانست و  ما نمی دانیم که:
«همه این طاعون را در درون خود دارند و هیچ کس، هیچ کس در عالم مصون نیست.»
ترجمه: دکتر ایمان فانی
نگاهی به زندگی و آثار آلبر کامو

 

1 دیدگاه

  1. اه در خود نگریستم و تمام جنبه های انسانیم را در فضلیت های بی مقداری که آنها را بزرگ نمایی کرده بودم یافتم خویش را در ورطه سرزنشی ابدی ودر هزارتوی حماقتی بی پایان این بود آن همه تدبیر دروغین که بار دیگر آلبر عزیز به یادم آور د

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: Content is protected !!