مستند نانوک شمال
مستند نانوک شمال
07 جولای 2022
مولتی تسکینگ و چند تکلیفی
چند تکلیفی مولتی تسکینگ
21 جولای 2022

زخمهای کودکی و سفر مغزها بسوی ترمیم و تاب‌آوری

در این ویدیو با استقاده از یک استعاره مفید، نقش ژنتیک و محیط کودکی در ایجاد آسیبهای روانی و امکان تغییر و ترمیم آن با مفهوم تاب آوری بررسی می شود.


مغزها..همه جا هستند. در خوشایندترین نقاط زمین و خصمانه‌ترین مکانها…
در این محیط بی‌گذشت، تعدادی از  مغزها نشانه‌های نگران کننده ای بروز می‌دهند؛  اعتیاد، بیماری، افسردگی، مشکلات اجتماعی. ولی مغزهای دیگر رشد می کنند. چرا بعضی مغزها این توانایی را بدست می‌آورند که با شرایط سخت وفق پیدا کنند ولی بعضی های دیگر دست و پا می‌زنند؟ این یکی از رازهای بزرگ خلقت است.
صبر کنید! موضوع جالبی است ولی بگذارید روشن کنیم این راز بزرگ الان دیگر بخشی از علم است. سختی و مشکلات شدید برای هیچ مغزی خوب نیست ولی این حقیقت دارد که بعضی مغزها بهتر از دیگران با چالش‌های جدی کنار می‌آیند. پس لابد با یکی از رازهای بزرگ علم طرفیم.
خب، بزرگ هست ولی خیلی هم رمز و راز نیست، اجازه دهید توضیح بدهیم: مغز ما در طول رشد تغییر می کند، نحوه نمو مغز به تجربیات ما بستگی دارد ولی مغزهای مختلف پاسخهای متفاوتی به تجربیات مشابه می‌دهند. دانشمندان درباره این قدرت و صلابت اصطلاح انعطاف پذیری و تاب آوری را استفاده می کنند.
پس اینجور باید گفت که تاب آوری بعضی مغزها از بقیه بیشتر است. لابد قشر مغز این توانایی را ایجاد می کند. بهتر است بگوییم تاب آوری و انعطاف پذیری حاصل تعامل ژن‌ها با تجربیات زندگی و اجتماع است. یعنی توانایی مغز برای ادامه دادن به کار در شرایط سخت.
ولی نباید فکر کنیم تاب آوری ما را شکست ناپذیر می کند. کاری که می کند این است: انعطاف پذیری از اثر تجربیات منفی کم می کند و تعادل را به نفع نتایج مثبت تر تغییر می‌دهد. اما یک موهبت افسانه ای نیست. بعضی‌ها از دیگران انعطاف پذیرترند ولی تاب آوری با زمان قابل ساختن و پرورش دادن است. پروژه بزرگی است که شامل والدین،‌مراقبان، معلمان، دوستان و رفقا، مربیان فوتبال، مشاوران، فیلمسازان و بچه ها و جوانها می‌شود.
مثل ساختن یک ساختمان. از دید علم شالوده کار یک ساختار مغزی قدرتمند است. یک مغز جوان را در نظر بگیرید که ماهها در سختی و انزوا بوده، کلمات نمی توانند رنجی که کشیده را توصیف کنند. شاید هم کلمات بتوانند: کلماتی مثل استرس توکسیک یا سمی! مهم است درک کنیم استرس سمی ویژگی محیط نیست بلکه حاصل تعامل بدن با محیط است: که باعث واکنش جنگ و گریز و یکه خوردن می‌شود.
اگر هورمونها و واسطه های شیمیایی استرس زیاد بالا بروند و مدت طولانی بالا بمانند، روی مغز و بدن اثر منفی می‌گذارند. اما هر نوع استرسی الزاما سمی و توکسیک نیست. با حمایت کافی می‌شود استرس شدید را تحمل پذیر کرد یعنی کاری کرد که آسیب پایدار ایجاد نکند. استرس حتی میتواند مثبت باشد چون می‌شود با آن تفکر حل مساله و مهارت‌های انطباقی را یاد گرفت. که ما را میرساند به تاب آوری و انعطاف پذیری.
اما نباید فکر کنیم بعضی مغزها تاب آوری ندارند: بگذارید توضیح بدهم. یادتان است که گفتیم باید وزن و قدرت تجربه های منفی را کمتر کنیم؟ تا کفه مثبت ترازو سنگین تر شود؟ اجازه بدهید از همین تمثیل ترازو و الاکلنگ استفاده کنیم. این تمثیل کمک میکند بفهمیم چرا بعضیها مقاوم ترند. ترازو یا الا کلنگ ساده یک قطعه چوب است که یک تکیه گاه دارد. همان چیزی که در مدرسه یاد می گرفتیم.
تجربه های منفی یک کفه ترازو را سنگین می کنند و فاکتورهای مثبت کفه دیگر را سنگین می کنند. در شرایط ایده آل ما دوست داریم تجربه های شیرین بیشتر باشند و نتایج مثبت در زندگی به بار بیاید. اما محل قرار گرفتن تکیه گاه یا شاهین ترازو ظرفیت ما برای تاب آوری را تعیین می کند. می‌شود گفت شاهین ترازو استعاره ایست از وراثت و تجربیات اولیه.
آن مغز جوان که برای بقا تقلا می‌کرد را بخاطر دارید؟ شاهین ترازوی این مغز در مرکز نیست. جوری که تجربیات منفی وزن بیشتری پیدا کرده‌اند؛ مسایل جدی مثل سو استفاده، بی اعتنایی و محیط اجتماعی آشفته. این یعنی تجربه های مثبت مثل روابط خوب، محیط امن و آموزش و پرورش زور کافی ندارند تا تعادل را برقرار کنند.
در طول زمان بار منفی مدام تکیه گاه را از مرکز دورتر و دورتر کرده است. ولی این به معنای فاجعه نیست. در حال حاضر این مغز وضع سلامت خوبی ندارد ولی با کمک و پشتیبانی می‌توان شاهین ترازو را به نفع نتایج مثبت جابجا کرد. اما اولین کار این است که از تلنبار شدن تجربه های منفی بیشتر جلوگیری کنیم. وارد بازی باخت نشویم. بعد به مرور تجربه های مثبت وارد سیستم می کنیم. پیروزی‌های کوچک ولی کارمان تمام نشده.
می توانیم تلاش کنیم تا شاهین ترازو را بنفع نتایج مثبت جابجا کنیم. قطعا یک شبه نمی‌شود تغییر کرد. این یک روند است که نیاز به حمایت جمعی و زمان  دارد. این مغز هنوز جوان است و بزرگسالان می‌توانند کمکش کنند استرس سمی را حذف کند و مهارتهای انطباقی را یاد بگیرد. در اوایل کودکی این تلاشها واقعا می توانند تکیه گاه ترازو را تا حد زیادی جابجا کنند. کودکی اوج انعطاف پذیری است ولی مقاطع نموی دیگر هم این فرصت را به ما می‌دهند مثلا نوجوانی و حتی اگر این مغز تا بزرگسالی کمک دریافت نکند، باز هم تغییر ممکن است.
تلاش بیشتری می‌خواهد و تغییر شاید آهسته تر باشد ولی شاهین هر ترازویی را می‌شود هل داد تا نتایج مثبت در دسترس قرار بگیرند. قطعا تجربیات منفی ناپدید نمی‌شوند، بی اثر کردن زخمهای گذشته سخت است و زمان می‌برد ولی نهایتا می‌توانیم سنگینی آن تجربیات را کم کنیم. مغز ما می‌تواند انطباق پیدا کند، بهبود پیدا کنه و بسمت سلامت حرکت کند. همه ما در همه جا می توانیم مقاوم تر بشویم و سعی کنیم پشتیبان هم باشیم و این  هدف خوبی برای بشریت است.

ترجمه: دکتر ایمان فانی
منبع: Alberta Family Wellness Center

مطالب مرتبط:

تاب آوری و انعطاف پذیری : یک مفهوم اجتماعی

مرگ عزیزان و واکنش سوگ

کرم شب تاب و فلسفه ذن

اختلال استرس پس از سانحه

1 دیدگاه

  1. محمود گفت:

    با سلام . از انجام این کار بزرگ و انساندوستانه واقعا ممنونم. هر کدوم از فایل ها حاوی یک یا چند نکته بسیار مهم و راهبردی در زندگی است.
    در دقیقه یک و سی این فایل فک کنم یه تکرار کوچولو و جمله اضافه هست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

error: Content is protected !!