فقدان رابطه جنسی در ازدواج
فقدان رابطه جنسی در ازدواج
05 آوریل 2021
فیلم سفر قهرمان پاتریک سالامون
فیلم سفر قهرمان پاتریک سالامون
14 آوریل 2021

خطرات خودسانسوری در عشق

خطرات ادب زیادی در عشق

خطرات خودسانسوری در عشق

این پادکست از مدرسه زندگی آلن دوباتن به خطرات خودسانسوری در عشق می‌پردازد. وقتی که طرفین از روی ادب یا مهربانی همه خواسته ها و خشم خود را بروز نمی دهند.
لینک مطلب در موسسه مدرسه زندگی THE SCHOOL OF LIFE
وبسایت مدرسه زندگی THE SCHOOL OF LIFE
طبیعی است تصور کنیم که بزرگترین فضیلت در عشق، مهربانی است و‌ در مقام دوم مودب بودن. ولی یک خطر عجیب در این دیدگاه وجود دارد. نوعی از رابطه‌ هست که آدمها در آن زیادی مودب اند و به اندازه کافی ‌رو راست نیستند و اینجا مشکل پیش می‌آید اما نه بخاطر فقدان مهربانی و آرامش بلکه بخاطر خفگی حاصل از آدابدانی افراطی. چون به اندازه کافی در مباحثه صدایشان را بالا نمیبرند، دعوا نمی کنند و خشم مشروع نشان نمی‌دهند. آنقدر با هم راحت نیستند که بهم  احمق بگویند یا چیزهای دیگر…
وقتی صدای دعوای دو تا عاشق را می‌شنویم، مثلا در اتاق بغلی هتل، خیلی راحت است که نگران خودشان و رابطه شان بشویم. بسیاری از ما عمیقا و به حق حساس شدیم به مصایب روابط توام با سواستفاده و تهدید ولی در حد منطقی -و روی این حد منطقی تاکید می کنیم- مباحثه و‌مشاجره‌های داغ گاهی خاصیت حیاتی و رهایی بخشی دارند.
زندگی در کنار یک نفر دیگر، بناچار ممکن است در مقاطعی، به شدت ناامید کننده باشد. برای زنده ماندن عشق، آدمها باید آنقدر احساس آزادی بکنند که ناامیدی هایشان را  به زبان بیاورند. اگر در عشق فقط و فقط اجازه عشق ورزی داشته باشیم، نمی توانیم عاشق بمانیم. بسیاری از ما در کودکی بطور ناگفته یاد گرفتیم که ناامیدی ها را بهتر است در سکوت «بریزیم تو‌ی خودمان»؛
شایدی یکی از والدین شکننده بوده، یا بشدت عصبی بوده و ما مدام می ترسیدیم که اگر حرف دلمان را بزنیم، نابود بشوند یا از خشم منفجر بشوند. مودب و خوب بار آمدیم، ولی در این خطر هستیم که از درون دلمرده بشویم و متقاعد شده‌ایم هیچ کس نمی تواند خود واقعی ما را ببیند  و باز هم ما را دوست داشته باشد. یک شکل خاص آدابدانی وجود دارد که دشمن عشق ورزی است.
ما نمی توانیم عشق ورزی کنیم یا در یک رابطه زنده و حاضر باشیم و در عین حال تعداد زیادی از دغدغه‌هایمان را  قایم کنیم. لازم است که عشق در درجه اول سرشار از حقیقت باشد و این شامل این امر هم می‌شود که به احساسات متضاد مجال بروز بدهیم. در بیشتر جنبه‌های زندگی، ادب به تنهایی کافی است. در مورد دوستان و همکاران خیلی چیز بیشتری لازم نیست ولی در عشق کمی بیشتر باید ریسک کرد. باید بتوانیم بگوییم از چه چیزایی متنفریم تا بعدا در وقت مناسب درست و حسابی مهرورزی کنیم.
بنابراین شاید بخاطر دوام رابطه لازم باشد به شریک زندگی مان بگوییم که زندگی ما را  خراب کرده، و خودخواه و لج در آر است و ما دیگر طاقتمان تمام شده و همسرمان بدون اینکه بخواهد احساس توهین کند، هر چند احساس توهین هم گاهی نقش سازنده خودش را دارد، باید خشم همسرش را پذیرا بشود و انفجار عصبی را درست تعبیر و تفسیر کند. این خشم در واقع یک جور ادای احترام و اعتراف است  یعنی اعتماد دارم که رابطه ما محکم است. این مساله را که آدمی که الان صورتش قرمز شده با هیچ کس دیگر در زندگی اینجوری حرف نمی زند ، باید بعنوان بزرگترین لطف و افتخار تعبیر کرد.  این آدم از شما متنفر نیست، هر چند ممکن است الان این را بگوید. این آدم بشدت به اصلاح شما امیدوار است و اعتقاد دارد شما به اندازه کافی دوستش دارید که بتوانید حقیقتش را تحمل کنید و وقتی این دوره خشم گذشت و رفت، عشقشان هم به اندازه خشمشان صادقانه است.
باید بتوانیم عصبانی بشویم وقتی که موقعیت ایجاب می کند. مای ترسو و زیادی محجوب و خجالتی باید بتوانیم این حس خوب را تجربه کنیم و جرأت داشته باشیم رنجیدگی و دلخوری هایمان را  بزبان بیاوریم بدون آن مهار های همیشگی.
هرچند خویشتنداری هم جایگاه ارزشمند خودش را دارد اما نباید تا حد مرگ از مباحثه عحیب غریب با صدای بلند بترسیم. باید بتوانیم ناراحتی هایمان را در قالب یک یورش زیبا و خلاق بریزیم. این علامت نابودی رابطه و مرگ عشق نیست، علامت این است که رابطه هنوز یک دنیا مهربانی، خلوص و تحمل در خودش دارد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *