بحران سوئز 1956 بخش اول
بحران سوئز 1956 بخش اول
19 می 2021
شش اندیشه از فلسفه غرب
شش اندیشه از فلسفه غرب
21 می 2021

بحران سوئز 1956 بخش دوم

بحران سوئز 1956 بخش دوم

بحران سوئز 1956 بخش دوم

سلسله وقایعی که در سال 1956 به بحران کانال سوئز منجر شد و جهان را در آستانه جنگ اتمی قرار داد، اهمیت ژئوپولتیک این آبراهه را یادآور می شود. این متن بخش دوم تاریخ بحران سوئز است.
در ژوئیه 1956 رئیس جمهور مصر جمال عبدالناصر، ملی شدن شرکت کانال سوئز را اعلام کرد. اکنون مصری ها به سرعت مسئولیت این آبراه استراتژیک حیاتی را که اروپا و آسیا را متصل می کند ، بر عهده گرفته بودند. انگلیس و فرانسه برای تأمین حیاتی نفت خاورمیانه که اقتصاد آنها را تغذیه می کرد، به مسیر کانال متکی بودند. از نظر آنها ناصر یک تهدید بود ، یک دیکتاتور که قصد داشت جهان عرب را علیه آنها متحد کند ، نفوذ آنها را در خاورمیانه و شمال آفریقا نابود کند و از کنترل کانال به عنوان سلاحی علیه آنها استفاده کند. بنایراین انگلیس و فرانسه به طور مخفیانه توافق کردند که رژیم مصر را تغییر دهند،  این یک مداخله مشترک نظامی برای برکناری ناصر و تأکید مجدد این دو کشور بر جایگاه خود به عنوان قدرتهای برتر جهانی بود.
(اکتبر 1956 یکی از پر آشوب ترین ماههای تاریخ بود) اما نه انگلیس و نه فرانسه،  بلکه این اسرائیل بود که درابتدا به ناصر حمله کرد. در تاریخ 29 اکتبر ، چتربازان اسرائیلی در صحرای سینای مصر فرود آمده و گذرگاه استراتژیک میتلا را تصرف کرده و شرایط را برای حمله نیروهای زمینی شان فراهم کردند. در سازمان ملل ، اسرائیل تاکید می کرد که این عملیات در دفاع از خود و در برابر حملات جنگجویان فلسطینی موسوم به فداییون است که در پایگاه هایی در غزه و سینا قرار دارند.  نماینده اسراییل در سازمان ملل متحد می گفت” اسراییل مصمم است پایگاه های صحرای سینا که قتل و مرگ و ویرانی از آنجا آغاز می شود را ، از بین ببرد”. اما در سینا هیچ پایگاه فداییون وجود نداشت. انگلیس و فرانسه، با ادعای نمایندگی از طرف جامعه بین المللی، به هر دو طرف اولتیماتوم دادند تا ظرف 12 ساعت جنگ را متوقف كرده و همه نیروهایشان را به 10 مایلی کانال سوئز منتقل کنند، وگر نه آنها برای اجرای قانون مداخله  خواهند کرد. در واقع به مصر گفته شده بود که سینا و کانال سوئز را ترک کند. اسرائیل شرایط را قبول کرد ، ولی ناصر آن را نپذیرفت. در نتیجه در تاریخ 31 اکتبر هواپیماهای انگلیسی و فرانسوی از ناوها ی هواپیمابر در دریای مدیترانه و نیز پایگاههای خود در قبرس و مالت برخاسته و فرودگاه های مصر، تجهیزات دفاعی و زیرساختهای آنها را بمباران کردند.
اما این پایان کارنبود. نخست وزیر اسرائیل ، دیوید بن گوریون ، از ماه ها قبل در فکر حمله به مصر بود. او توسط موشه دایان ، فرمانده جنگ طلب نیروهای مسلح اسرائیل تشویق به حمله شد. ناصر که مانند همه رهبران کشورهای عربی دولت جدید یهود را مشروع نمی دانست ، اکنون با دریافت سلاح های مدرن از چکسلواکی تبدیل به تهدیدی بالقوه برای حیات اسرائیل شده بود. آنها همچنین مصمم بودند که به تسلط مصربرتنگه تیران در جنوب شرقی صحرای سینا که مانع دسترسی اسرائیل به دریای سرخ و تجارت دریایی شده بود، پایان دهند. فرانسه می خواست برای خلاص شدن از شر ناصر با اسرائیلی ها متحد شود ، اما نخست وزیر انگلیس سر آنتونی ایدن نگران این بود که به عنوان یک متجاوز شناخته شود. بنابراین فرانسوی ها چاره ای اندیشیدند. در شهر سور نزدیک پاریس، نمایندگان انگلیس، فرانسه و اسرائیل ، به طور مخفیانه برای برنامه ریزی یک جنگ دیدار کردند. آنها قرارگذاشتند که اسرائیل به مصر حمله کند و سپس انگلیس و فرانسه به عنوان نیروهای حافظ صلح وارد عمل شده و اولتیماتوم صادر کنند، آنها می دانستند که فقط اسرائیل آتش بس را قبول می کند و بعد ادعا می کردند که برای حفاظت از کانال سوئز مجبور به مداخله بودند، آنگاه به مصر حمله کرده و ناصر را سرنگون می کردند، هرچند آنها هیچ برنامه مشخصی برای دوران پس از ناصرنداشتند . با این ترفند، سالها طول می کشید تا در آینده جزئیات کامل این توطئه آشکار شود.
در پنجم نوامبر ، پس از یک هفته بمباران ، و با پیروزی نیروهای اسرائیلی در نبرد سینا ، چتربازان انگلیسی و فرانسوی در اهدافی  اطراف پورت سعید و پورت فواد ، در دهانه کانال سوئز ، فرود آمدند. پس از فرود، آنها به سرعت فرودگاه های مصر و زیرساخت های اصلی را تصرف کردند. صبح روز بعد 6 نوامبر، در زیر پوشش حملات هوایی و بمباران دریایی ، حمله زمینی انگلیس و فرانسه آغاز شد. درگیری های شدید خیابانی در طول روز در جریان بود ، اما مصری ها برتری تسلیحاتی نداشتند ودر واقع این یک نبرد یک جانبه بود. حدود 600 سرباز و پلیس مصر کشته شدند در حالی که تلفات نیروهای انگلیس و فرانسه فقط 26 نفر بود. غیرنظامیان مصری بیشترین آسیب را دیدند ، حدود 1000 نفر در اثر حملات هوایی و گلوله باران توپخانه جان خود را از دست دادند و بسیاری دیگر بی خانمان شدند. در پایان روز انگلیس و فرانسه کنترل اوضاع را در دست داشتند، اما آنها نتوانستند مانع از خرابکاری مصری ها در خود کانال سوئز شوند. مصری ها کشتی هایی را در آن کانال باریک غرق و آن را مسدود کرده و برای چند ماه از کار انداختند.
 (خروشچف گفت: اعراب تنها نخواهند ماند). سخت بود که دیده می شد فرانسوی ها و اسرائیلی ها و انگلیسی ها با هم همکاری می کنند، ولی در سازمان ملل سریعاً افکار جهانی به مخالفت با آنها برخواست. برای اولین بار بود که ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی در محکوم کردن آنها با هم متحد شدند ، یک نخست وزیر شاخص و فعال شوروی یعنی نیکیتا خروشچف حتی تهدید به شلیک موشک به پاریس و لندن کرد. رئیس جمهور آیزنهاور فکر کرد که این حمله هیچ توجیه اخلاقی و قانونی ندارد ، اما او از متحد خود انگلیس به دلیل پنهان کاری اش عصبانی بود. وی گفت: “دولت انگلیس و فرانسه یک اولتیماتوم 12 ساعته به اسرائیل و مصر داده و اکنون حملات مسلحانه علیه مصر انجام داده اند. در هیچ مرحله ای از این اقدامات به هیچ وجه با ایالات متحده مشورت نشده و نیز از قبل به ما اطلاع نداده اند ، همانطور که این حق آشکار هر یک از این کشورها است که چنین تصمیمات و اقداماتی را اتخاذ کنند، ما نیز حق قضاوت و حکم کردن را برای خود محفوظ می داریم. زیرا ما استفاده از زور را به عنوان وسیله یا ابزاری مناسب برای حل و فصل اختلافات بین المللی نمی پذیریم.
” آیزنهاور می خواست توجه بین المللی به مجارستان معطوف شود ، جایی که نیروهای شوروی در آن زمان به طرز وحشیانه ای یک قیام مردمی را سرکوب می کردند. ولی انگلیس و فرانسه با این مداخله بی پروا، کشورهای عربی را به اتحاد جماهیر شوروی نزدیک تر می کردند. در شورای امنیت سازمان ملل متحد، انگلیس و فرانسه از حق وتو برای جلوگیری از قطعنامه هایی که بر علیه حمله اسرائیل به مصر یا مداخله خودشان بود استفاده می کردند ، اما با محکوم کردن این حملات توسط هر دو ابرقدرت جهانی ، اکنون با رای مخالف در مجمع عمومی و تهدید به تحریم های سازمان ملل متحد روبرو شده بودند. اقتصاد انگلیس قبل از شروع بحران شکننده شده بود ، و اکنون ترس بازار، باعث سقوط پول انگلیس شده و فاجعه اقتصادی آن کشور را تهدید می کرد. فقط یک وام کلان از صندوق بین المللی پول می توانست انگلیس را نجات دهد ، اما آیزنهاور راه  هر گونه کمک صندوق بین المللی پول را تا زمانی که انگلیس با آتش بس مورد حمایت سازمان ملل در مصر موافقت کند، مسدود کرد.
ایدن با مخالفت فزاینده در داخل و خارج از کشور و نیز دردرون دولت خودش روبرو شده بود وگزینه های کمی داشت. تنها دو روز پس از ورود نیروهای انگلیس به مصر، آنها اعلام آتش بس کردند. فرانسوی های رها شده توسط متحد خود یعنی انگلیس، چاره ای جز پیروی از این درخواست نداشتند. در طی چند روز ، اولین عملیات مهم صلح،  با ورود نیروهای دانمارکی سازمان ملل متحد به مصر برای گرفتن قدرت از انگلیس و فرانسه آغاز شد. سربازان وسایل خود را جمع کرده و دوباره به کشتی هایی  که با آنها آمده بودند سوار می شدند تا به خانه خود برگردند ، کار به خوبی انجام شد، اما در حقیقت سوئز یک شکست مفتضحانه و تحقیر آمیزبرای انگلیس و فرانسه بود. رهبري سياسي بي ملاحظه و اهداف نظامي سردرگم بودند و به محض افزايش فشار بين المللي ، انگليسي ها چاره اي جز ختم كامل مأموريت خود نداشتند. آن زمستان تحت فشار شدید آمریكا ، نیروهای اسرائیلی نیز از سینا عقب نشینی كردند. رهبر حزب کارگر انگلیس گفت: (این عملی احمقانه و فاجعه بار بود که سالها از پیامدهای ناگوار آن پشیمان خواهیم شد).
بحران سوئز انگلیس و فرانسه را مجبور به پذیرش این امر کرد که اکنون آنها  قدرت های درجه دو هستند و دیگر نمی توانند همانطور که آرزو دارند در صحنه جهانی، بدون در نظر گرفتن دیدگاه ایالات متحده رفتار کنند. درسی که انگلیسی ها گرفتند این بود که دیگر هرگز روابط به اصطلاح ویژه خود با آمریکا را به خطر انداختن نیندارند، اما برای فرانسه درس بزرگ این بود که انگلیس و آمریکا متحدان غیرقابل اعتمادی بودند و فهمیدند که منافعشان با روابط نزدیکتر درداخل اروپا بهتر تأمین می شود. اسرائیل به برخی از اهداف از جمله گشودن تنگه تیران برای کشتیرانی دست یافت. اما آنها می دانستند تا زمانی که ناصر هنوز در قدرت بود ، درگیری های آینده با مصر و دیگر همسایگان عرب آن تقریباً حتمی بود. جنگ سینا به روشنی،  پیش درآمد جنگ شدید تر “شش روزه” بود که یک دهه بعد صورت گرفت شد. زندگی و سلامتی نخست وزیر انگلیس سر آنتونی ایدن بر باد رفت. او پس از دروغ گفتن به پارلمان در مورد بی اطلاعی خود از معامله مخفی با اسرائیل، استعفا داد.
ایدن در 9 ژانویه 1957 گفت: “من برای جانشینانم آرزوی خوشبختی می کنم ، خداوند به همه شما کامیابی ببخشد. خداحافظ.” رئیس جمهور ناصر به دلیل ایستادگی در برابر امپریالیست های اروپایی که در حقیقت با کمک آمریکا و سازمان ملل متحد صورت گرفته بود، به عنوان قهرمان جهان عرب، شناخته شد. اما اصلاحات و مدرنیزه کردن او، دفاع از اهداف عربی و مخالفت با مداخلات خارجی ، همچنان در یاد و خاطراعراب در سراسر خاورمیانه باقی مانده است. پرزیدنت ناصر در 28 سپتامبر سال 1970، در سن 52 سالگی در دفتر کار خود درگذشت. تأثیر بحران سوئز بر آمریکا شاید بسیار دور از دسترس بود. سقوط اعتبار انگلیس و فرانسه در میان کشورهای عربی به این معنی بود که از این پس، ایالات متحده در مقابله با گسترش اتحاد جماهیر شوروی در خاورمیانه و تأمین منابع نفتی غرب پیشقدم خواهد بود. بحران سوئز باعث تسریع درگیر شدن آمریکا در این منطقه بی ثبات شد که عواقب آن تا قرن بیست و یکم هنوز ادامه دارد.
ترجمه: دکتر احمد شمعدانی
برگرفته از کانال یوتیوب EPIC HISTORY TV

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *